خاطرات تابستان (قسمت اول)
دیشب رو یه کاغذ نوشتم:
پشه ی عزیز چرا نمیمیری؟
چرا این قرص آبی تو دستگاه روت اثر نداره؟...
چرا اینقدر کصافطی؟
صبح پاشدم دیدم با یه خطر ریز و قرمز واسم نوشته :گنده بک عزیز،
دستگاه رو بزن به پریز! کصافط هم خودتی!!
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:
تاريخ : سه شنبه 29 مهر 1393برچسب:, | 23:7 | نویسنده : فسقلی خان | نظر بدهید